تبلیغات
NORMANDIE
 صدر اعظم و فامیل محترم.(طنز) ...

در زمان آغا محمد خان قاجار، شخصى از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبت داشت، نزد صدر اعظم شکایت برد.

صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت: اشکالى ندارد، مى توانى به اصفهان بروى.

مرد گفت: اصفهان در اختیار پسر برادر شماست.

گفت : پس به شیراز برو.

او گفت : شیراز هم در اختیار خواهر زاده شماست.

گفت : پس به تبریز برو.

گفت : آنجا هم در دست نوه شماست.

صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت فریاد زد: چه مى دانم برو به جهنم.

مرد با خونسردى گفت: متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد.

منبع:iranjoke.ir

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در یکشنبه 23 اسفند 1388 و ساعت 08:51 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 كارمند تازه وارد ...

مردی به استخدام یك شركت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یك فنجان قهوه برای من بیاورید.»

صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با كی داری حرف می زنی؟»

كارمند تازه وارد گفت: «نه»

صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره.»

مدیر اجرایی گفت: «نه»

كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.

 

منبع: مدیریت منابع انسانی
نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در یکشنبه 23 اسفند 1388 و ساعت 07:54 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 20 سال پیش... ...
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ...

در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!

شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!

زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه...

شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!

زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!

مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!

زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!

مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم !

منبع:iranjoke.ir

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در یکشنبه 23 اسفند 1388 و ساعت 07:52 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 کشیش و پسر ...

کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آینده‌اش بکند. پسر هم مثل تقریباً بقیه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چیزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت.

یک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد.

به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد:

یک کتاب مقدس،
یک سکه طلا
و یک بطرى مشروب .



کشیش پیش خود گفت :

« من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بیاید. آنگاه خواهم دید کدامیک از این سه چیز را از روى میز بر می‌دارد. اگر کتاب مقدس را بردارد معنیش این است که مثل خودم کشیش خواهد شد که این خیلى عالیست. اگر سکه را بردارد یعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نیست. امّا اگر بطرى مشروب را بردارد یعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد.»


مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت. در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و یک راست راهى اتاقش شد. کیفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشیاء روى میز افتاد. با کنجکاوى به میز نزدیک شد و آن‌ها را از نظر گذراند.

کارى که نهایتاً کرد این بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زیر بغل زد. سکه طلا را توى جیبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و یک جرعه بزرگ از آن خورد . . . 

کشیش که از پشت در ناظر این ماجرا بود زیر لب گفت:

« خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سیاستمدار خواهد شد !  »


منبع:iranjok.ir

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در یکشنبه 23 اسفند 1388 و ساعت 07:46 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
  سیاست انگلیسی و آمریکایی ...

می گویند یک سیاستمدار آمریکایی به یک سیاستمدار انگلیسی می گوید:

چگونه انگلیسی ها به این درجه از شهرت در سیاست مداری رسیده اند در حالی که قدرت آمریکا بیشتر است.



سیاستمدار انگلیسی می گوید:

الان توضیح می دهم. اگر بخواهی این بسته فلفل را به خورد این سگ بدهی چکار می کنی؟



آمریکایی دست و پای سگ را می بندد و با زور چوبی را که فلفل به آن بسته شده است درون دهان سگ می کند و سگ بعد از مقاومت فراوان و سروصدا بالاخره فلفل را قورت میدهد.

 

انگلیسی می گوید:

روش ما این گونه است! و ...

سگ را به آرامی نوازش نموده و ناگهان فلفل را درون ماتحت او فرو می کند. سگ تند تند ماتحت حود را لیس می زند و تمامی فلفل را بدون هیچ گونه اعتراضی می خورد.

و می گوید: ما اینیم دیگه!

منبع:iranjoke.ir


نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در یکشنبه 23 اسفند 1388 و ساعت 07:44 ب.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 23 اسفند 1388 ساعت 07:48 ب.ظ
 حکایت واقعی اسرار مرگ در یک شنبه ساعت ۱۱ در یک بیمارستان معروف... ...

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح  و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و …

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات (  Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!

منبع:tanziran.com

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در یکشنبه 23 اسفند 1388 و ساعت 07:41 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دانشجویان جهان ...

دانشجویان جهان

 ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آن دو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
و اما ایران:

عاشق تخم مرغ است!

سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!

سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد ...

معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!

عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس!

هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید!

او سه سوته عاشق می شود!

اگر با اولی ازدواج کرد که کرد ... وگرنه سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود!

جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند!

او چت می کند!

خیابان متر می کند ...

و در یک کلام عشق و حال می کند!

نسل دانشجوی ایرانی درسخوان ... در خطر انقراض است



منبع:khialat.blogfa

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در جمعه 21 اسفند 1388 و ساعت 10:07 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دعای یك خانم مجرد ...
دعای یك خانم مجرد
اللهم رقنا جوانی رشیدا و الغنی و الصاحب المدرك ترجیحا دكترا و المسكن ترجیحا ویلایینا و الراكب الزانتیا و المطیع الامری. لا خواهر لا مادار و متخصص الطبخ و شدیدا زن ذلیلا
آمین رب العالمین

منبع:iransoccer.ir

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در جمعه 21 اسفند 1388 و ساعت 10:05 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 وقتی چند نفر با هم یك جا جمع میشن چیکار میکنن؟ ...
وقتی چند نفر با هم یك جا جمع میشن چیکار میکنن؟

توی آمریكا، با هم مسابقه میدن!

توی فرانسه، همه همزمان شروع به حرف زدن می‌كنن!

توی ایتالیا، در مورد مد عینك و لباس جدیدشون بحث می‌كنن!

توی آلمان، درباره سیاستهای دولت حرف می‌زنن!

توی پاكستان، یه باند قاچاق تریاك تشكیل میدن!

توی عراق، برای حمله به سربازهای آمریكایی نقشه می‌كشن!

توی افغانستان، اگه پول نداشته باشن كار می‌كنن و اگه پول داشته باشن می‌خوابن!

توی آذربایجان، یه بطری آب پرتقال می‌خرن و با هم می‌خورن!

توی مصر، میرن یه جا می‌شینن قلیون می‌كشن!

توی امارات متحده عربی، ۴ نفرشون دست می‌زنن و یه نفرشون می‌رقصه!

توی روسیه، از همدیگه رشوه می‌گیرن!

توی ژاپن، هیچوقت ۵ نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!

توی هند، یا با همدیگه می‌رقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا می‌كنن!

توی كوبا، هر وقت ۲ نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از كاسترو تعریف می‌كنن!

توی سوریه، از ترس بلافاصله از همدیگه جدا میشن!

توی كره جنوبی، با هم یه شركت راه میندازن و یه كالای ژاپنی رو كپی می‌كنن!

توی مكزیك، دو نفرشون دوئل می‌كنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار می‌زنن!

توی ایران، یا پشت سر بقیه غیبت می‌كنن یا روزنامه راه میندازن یا یه جلسه سخنرانی ترتیب میدن یا به یه جلسه سخنرانی حمله می‌كنن یا از حرف زدن و سوتی‌های همدیگه ایراد می‌گیرن یا یه نفرشون رو میذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش می‌كنن یا الكی می‌خندن یا یه پیتزا فروشی باز می‌كنن یا بدون هیچ صحبتی می‌ایستن و چشم و سرشون رو می‌چرخونن و مردم رو می‌چرن یا یه شركت كامپیوتر و اینترنت راه میندازن یا میرن یه چت روم توی یاهو مسنجر می‌سازن یا یه وبلاگ دسته‌جمعی می‌سازن یا گروه اینترنتی راه میندازن!

منبع:iransoccer.ir

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در جمعه 21 اسفند 1388 و ساعت 10:02 ب.ظ
ویرایش شده در جمعه 21 اسفند 1388 ساعت 10:04 ب.ظ
 تفاوتهای بین مردان و زنان ...
 
آینده:
یـك زن تــا زمانیكه ازدواج نكرده نگران آینده است. یك مرد تا زمانیـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت:
یــك مرد موفق كسی است كه بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میكند درآمد داشته باشد. یك زن موفق كسی است كه بتواند چنین مردی را پیدا كند.

ازدواج:
یك زن به امید اینكه شوهرش تغییر كند با او ازدواج میكند،ولی تغییر نمیكند. یك مــرد به این امید با همسرش ازدواجمیكند كه تغییر نكند، ولی تغییر میكند.

روابط:
اول از همه، یك مرد یك رابطه را یك رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان "همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندكی مشكلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یك پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: "فقط میخواستم بدونی كه زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده." نام این كار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل یك بار آنرا انجام میدهند. برخی كلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشكیل میشود كه معمولا تاثیری در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران 17 ساله میتوانند مانند یك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است كه اكثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میكنند.

فیلم كمدی:
فرض كنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میكنند، و حتی ممكن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكایت منتظر تمام شدنش میشوند.

دست خط:
مردها زیاد به دكوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده میكنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی كه توسط یك زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد تركتان كند، در انتهای یادداشت یك شكلك در انتها آن میكشد.

حمام:
یك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یك قالب صابون و یك حوله. در حمام متعلق به یك زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یك مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی كند.

خواروبار:
یك زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یك مرد آنقدر صبر میكند تا محتویات یخچال ته بكشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را كه خوب بنظر برسر می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید كه برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میكنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چك میكنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میكنند -- آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقای زلفیان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یك وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای كوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یك زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس یابی:
وقتی یك زن در حال رانندگی احساس میكند كه راه را گم كرده، كنار یك فروشگاه توقف كرده و از كسی كه وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فكر كنم یه راه بهتر پیدا كردم،" و "میدونم كه باید همین نزدیكی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم."

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میكنند كه اشتباه كردند. آخرین مردی كه اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یك زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیك و صمیمی، قرارهای رمانتیك، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یك مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد كم سن و سال هم در خانه زندگی میكنند.

لباس شیك پوشیدن:
یك زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیك می پوشد. یك مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یك بار لباسهایشان را میشویند. مردها تك تك لباس های موجود در كمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیكه لباس تمیزی باقی نماند، یك لباس كثیف بر تن نموده و كوه ایجاد شده از لباسهای چرك خود را با آژانس به خشك شویی منتقل میكنند.

عروسی:
هنگام یاد كردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میكنند، مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی."

اسباب بازی:
دختران كوچك عاشق عروسك بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فكر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و كوچك، تلفنهای اتومبیل، مخلوط كن و آب میوه گیری، اكولایزرهای گرافیكی، آدم آهنی های كنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل برای كار كردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

گل و گیاه:
یك زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. كسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

سبیل:
بعضی از مردان مانند هركول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد كه با سبیل زیبا بنظر برسد.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میكنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.

پول:
یك مرد 2000 هزار تومان برای یك جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یك زن 1000 تومان برای یك جنس 2000 تومانی كه نیازی به آن ندارد می پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی كه یك مرد بعد از آن بگوید، شروع یك بگو مگوی دیگر خواهد بود

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در جمعه 21 اسفند 1388 و ساعت 09:51 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 بیخیال دنیا (طنز) ...
اگه یه بار همه 20 واحد رو توی یه ترم افتادین! ......... بی خیالش
اگه شما رو با نمره 11.99 مشروط كردن! ......... خوب شده دیگه
اگه استاد می خواد به جای آقا بهتون بگه خانوم! ......... بگه
اگه یه دفعه هارد 60 گیگابایت شما هاپولی هاپو شده! ......... پیش میاد دیگه
اگه پرسپولیس قراره از پیكان ببازه! ......... ببازه
اگه سر مراسم خواستگاری، همونجا، عروس خانوم گفت نه! ......... ایشاالله خوشبخت بشه
اگه آمریكا یه موشك اتمی تنظیم كرده درست روی خونه شما! ......... مسئله ای نیست
اگه صبح اول مهر بجای ساعت 6، ساعت 7 رفتین سر كار! ......... دقیقاً رفتین سر كار
اگه كفشی كه امروز واكس زدین رو همه لگد می كنن! ......... تعجبی نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسی دعوت شدین! ......... مباركه، عروسی رو كه نمی شه نرفت
اگه کار شما به جایی رسیده كه خودتون به خودتون ایمیل می زنین! ......... اینجوری هم یه صفایی داره
اگه توی انتخاب واحد به شما 13 واحد بیشتر نرسیده! ......... حتماً حكمتی توی اون بوده
اگه بعد از 3 ساعت چت كردن یادتون اومد كه با اینترنت ساعتی 500 تومن وصل شده بودین! ......... مهم نیست
اگه شمعهای كیك تولد شما رو بقیه فوت كردن! ......... لبخند بزنین
اگه ماشینتون جلوی یه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گیری بلد نبودین! ......... خودتون رو نبازین
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدین یكی پشت سرتون وایساده! ......... عیبی نداره بابا
اگه بغل دستی شما سر كلاس كه اتفاقا " كنار شما ردیف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توی دماغش فرو كرد، شش دور بپیچوند، بعد با یه حالت دورانی بیرون آورد، خوب بهش نگاه كرد و بعد خیلی آروم زیر میز كلاس دستش رو پاك كرد! ......... نه! این یكی رو شرمنده، آدمیزاد هم یه تحملی داره!



منبعasheganeha.parsiblog

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در جمعه 21 اسفند 1388 و ساعت 09:45 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نصیحت به خانم‌ها ...

نصیحت به خانم‌ها


مرد مجرد: مردیست که فرصت بدبخت کردن یک زن را از دست داده است!


مردها همه مثل هم‌اند فقط صورت‌هایشان فرق می‌کند!


عشق «کور» است اما ازدواج واقعا «چشم بازکن» است!


اگر مردی از شما پرسید به چه دسته کتابی علاقه‌مندید بگویید به دسته چک!


به یاد داشته باشید شوخی کردن با مرد برای او این مفهوم را ندارد که دارید به او جوک و لطیفه تعریف می‌کنید، بلکه آنها فکر می‌کنند که دارید به آنها می‌خندید و دستشان می‌اندازید!


اگر مرد به قصد قهر، خانه را ترک کرد شما هم در را ببندید!


بهترین راه برای وادار کردن یک مرد به انجام دادن کاری اینست که به او بگویید برای انجام آن کار خیلی پیر است


منبع:asheganeha.parsiblog

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در جمعه 21 اسفند 1388 و ساعت 09:40 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 رابطه دانش آموزان با فیلمها ...

ریاضی: بازی با مرگ


نمره 10: میخواهم زنده بمانم


نماینده کلاس: پلیس جوان


 رئیس آموزش پرورش: پدرسالار


کیف: محموله مهم
امتحان فیزیک: ملاقات با مرگ
روزی که معلم نمی یاید: ماجراهای باورنکردنی
مدرسه دولتی: بینوایان


معلم پرورشی: مهر پدری
بابای مدرسه: مردی از جنس بلور
روزهای تعطیل: روز فرشته
شاگرد اول: لوک خوش شانس
دانش آموز مردودی: بر باد رفته
کلاس خصوصی: جیب برها به بهشت نمی روند
مدرسه ی غیرانتفاعی: به خاطره یه مشت دلار
سالن امتحان: پایگاه جهنمی
نمره بیست: پرنده کوچک خوشبختی
زنگ هنر: رنگ خدا
زنگ ورزش: دختری با کفش های کتانی
برنامه ی صبحگاهی: خواب و بیدار
زنگ خونه: دیوانه ای از قفس پرید
گروه سرود: آواز قو
دفتر مدرسه: سگ کشی
آ
ب خوری مدرسه: عطش
مشاور مدرسه: با من بمان
معاون و مدیر:قرمز
در دفتر مدرسه: خط قرمز
زنگ تفریح: پر پرواز
کلاس زبان: کیف انگلیسی
کتابخانه: در پناه تو
زنگ ریاضی: عشق + 2

منبع:asheganeha.parsiblog


نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در جمعه 21 اسفند 1388 و ساعت 09:37 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 چند نکته برای اینکه دوست پسر بهتری باشید!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟ ...

اینکه بخاهید دوست پسر بهتری باشید ممکن است مقداری سخت باشد. اما شدنی است و با انجام یک سری نکات و رعایت یک سری کار ها می توانید یک بی اف موفق تر باشید!

دختر ها حرف زدن را دوست دارند.حرف زدن در مورد مسائلی که ما پسر ها نمی فهمیم! مانند حرف زدن در مورد چیزاهایی مثل خرید کردن،در مورد آرایش و در مورد احساسات! مهم نیست که چقدر از حرف های او گیج شوید و چقدر از آن را متوجه نشوید، مهم این است که کماکان طوری رفتار کنید که بداند حرف های او برای شما جذاب است. چون اینکه او بتواند با شما توسط صحبت هایش با شما ارتباط بر قرار کند برای او ارزشمند است! من با این مخالف هستم که او را گول بزنید و به دروغ طوری رفتار کنید که بفهمد صحبت هایش برایتان جذاب است. به صحبت هایش به دقت گوش کنید و سعی کنید که برایتان جذاب باشد ! اما اگر وقتی می بینید و به هیچ وجه مطلب را درک نمی کنید و نمی توانید هیچ پاسخی بدهید سعی کنید از عباراتی چون “اوه جه جالب” یا “وای چه مسئله جالبی، بیشتر توضیح بده” استفاده کنید.

دوستان و خانواده اش را دوست داشته باشید. مهم نیست که شما چقدر دوست خوب و باحالی برای او هستید. به هر حال شما تنها شخص توی زندگی اون نیستید و افراد بسیار دیگری هم هستند که برای او بسیار مهم هستند. سعی کنید در مورد آنها چیزاهایی مانند اسمشان و اخلاقشان را همیشه به یاد داشته باشید تا خدایی ناکرده وقتی با دوستتان در مورد دوستانش حرف میزنید نگویید “اون تپل مو طلاییه یا لاغر مردنی مو قرمزه..”

مرد باشید. قدیم ندیما باید مرد مردان میبودید. بعد های زمانه طوری شد که باید مرد زنان می بودید. امروزه هم طوری است کخ باید یک مرد تمام عیار باشید. اصلا” نکته کلیدی مرد بودن است که من زیاد ازش سر در نمیارم .. اما خوب یه سری از کارها هست که مردا معمولا” میبینیم انجام میدن. درو براشون باز کنید، کیفشونو حمل کنید و با اسب سفید بروید و اورا از چنگ دیو سیاهه قهوای ای (!!) نجات دهید.
سعی کنید با حرف هاتون نقش یم حمایت کننده را داشته باشید. تشویقش کنید و توانایی هایش را به او گوشزد کنید.مواظبش باشید و همیشه به او توجه کنید و پیگیر کار هایش باشید. در کل این بخش کمی سخت هست. من هرچه هم خزعبلات بنویسم نمی توانم منظورم را به شما بفهمانم. چیزی است که هر مردی خودش کتوجه میشود!

غافلگیرش کنید. همیشه یک آدم تکراری و قابل پیشبینی نباشید.
سعی کنید دوستتان را با کار های خیلی خیلی ساده و کوچک سورپزایز کنید. کار هایی مانند خریدن یک گل یا دعوت کردن به شام یا خریدن هدیه های کوچک و با سلیقه و یا حتی اگر شرایطش را داشتید ثبت نام برای یک تور تفریحی 1 روزه کار های جالبی می تواند باشد که دوست شما را خوشحال کند.

بهداشت را رعایت کنید. باید بدانید که رعایت کردن بهداشت مسئله بزرگی است که نباید فراموش شود. مسواک کنید، دوش بگیرید، موهایتان را مرتب کنید، سر وضعتان را مرتب کنید و ادکلن های خوشبو بزنید. جی اف شما هیشه اینگونه است. شما چرا نمی توانید اینطور باشید؟؟
نکته!: اسپری های خوش بعد از حمام استفاده می شود نه به جای حمام!
پایبند و وفادار باشید. در مورد خوتان و رابطه تان خیلی جدی فکر کنید ت تصمیم بگیرید. وقتی تصمیم گرفتید به وی پایبند باشید و سراغ افراد دیگر نروید

  منبع: sharbod.wordpress.com

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در پنجشنبه 20 اسفند 1388 و ساعت 02:34 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دوست پسرتان را از لاس زدن با دختر های دیگر باز دارید ...

من دختر نیستم! اما دختر ها رو دوست می دارم :D

چندی پیش ایمیلی گرفتم از یکی دوستان بذله(؟) گو ! توش نکاتی رو به انگلیسی گفته بود در مورد اینکه چشکلی دوست پسرتون رو از لاس زدن با دیگرون باز دارید. چون خیلی باحال بود تصمیم گرفتم با یکم شاخو برگ ترجمش کنم !

در نظر بگیرید ! شما و دوست پسر کثافتتون رفتین مهمونی ! روتونو 2 دقه اونور میکنن بر میگردین میبینین پسره حسابی گرم گرفته با یه دختری ! میدونم ! خیلی ک*نتون میسوزه ! میخواین بزنین تو گوشش! اما نکنین این کارو ! سیاست داشته باشین! سیاست بی پدر مادره !

-خوب اینجا تصور میکنیم که اسم پسره فربده !
-چرا؟
-نمیدونم :-؟؟

  • مزاحم صحبتشون شو بگو : فربد بچه داره دوباره لگد میزنه!
  • مزاحمشون سو و بگو … حوب حالا میتونین از دست فربد آزاد شین برین !
  • برین جلوی فربد ج*ده بازی در بیارین و برین ( در این جا باید ابتکاری عمل کنین! میتونین برین یه چشمگ تابلو بزنین.. یچیزیتونو بنداازین زمین و خیلی تابلو خم شین جلوش … و .. اما یادتون باشه آخرش لبخندی معنی دار بزنین)
  • کش پیدا کنین و پرتابشون کنین طرف فربد ! توری که تحت تمسخر واقع شه
  • وقتی فربد مست میکنه آروم بندای کفششو گره بزنین !
  • خطو نشون بکشین . در گوش دختره بگین اگه تا 1 دقه دیگه گورشو گم نکنه موهاشو میکنین !!!
  • برین جلوی فرد بگین دیگه نمیخوام باهات رابطه داشته باشم و بی تفاوت برین !
  • با خوشتیپ ترین پسره مهمونی برین لاس بزنین
  • با دوستای دخترتون جمع شین نزدیک فربد و به صورت عمدی بلند بلند در مورد سایز چیزه پسرا حرف بزنین!!!!
  • با یه پسر تبانی کنین که باید بهتون به صورت مرموزانه ای یه نوشته بده !
  • یه بادوم بخورین و تظاهر کنین پریده تو گلوتون ذارین خفه میشین !!!
  • برین رو پله ها گریه کنین (یادتون باشه تو دید فربد باشین!!!)
  • از یه دختر ل^زبین یه ماچ جانانه بگیرین ! طوری که توجهشو جلب کنین !
  • به حالت اشاره و پانتومیم بهش بگین که نه من نه تو !
  • به همه بگین که این یه مریضی روانی داره و دوست داره دزدی کنه !
  • با دخترا جمع شین و بلند بلند بخندین ک*ن فربد بسوزه !
  • به دی جی بگین آهنگ مورد علاقتونو بذاره بعد هم برین هی دورو ورش بپلکین!
  • اسم دختررو پیدا کنین و برین به 4 5 تا پسر بگین که شنیدین دختره تو کفه شماس !
  • برین به آدم گنده هیکل پول بدین که با فربد دعوا راه بندازه
  • اصلا” توجه نکنین . سعی کنین توی اون شب یه دوست پسر دیگه پیدا کنین که لیاقتتونو داشته باشه
  منبع: sharbod.wordpress.com

نوشته شده توسط مهرداد جووووووون در چهارشنبه 12 اسفند 1388 و ساعت 07:41 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ صدر اعظم و فامیل محترم.(طنز)
+ كارمند تازه وارد
+ 20 سال پیش...
+ کشیش و پسر
+ سیاست انگلیسی و آمریکایی
+ حکایت واقعی اسرار مرگ در یک شنبه ساعت ۱۱ در یک بیمارستان معروف...
+ دانشجویان جهان
+ دعای یك خانم مجرد
+ وقتی چند نفر با هم یك جا جمع میشن چیکار میکنن؟
+ تفاوتهای بین مردان و زنان
+ بیخیال دنیا (طنز)
+ نصیحت به خانم‌ها
+ رابطه دانش آموزان با فیلمها
+ چند نکته برای اینکه دوست پسر بهتری باشید!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟
+ دوست پسرتان را از لاس زدن با دختر های دیگر باز دارید

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...
Powered by
Abzarak.com

Powered by Abzarak.com